بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
110
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
مشغول گرديد . راوى مىگويد : غواصها رفتند و به صيد مشغول شدند و در همان روز كه شصتمين و آخرين روز بود قبل از نماز مغرب دو دانه مرواريد گرانبها به دست آوردند كه يكى از آنها همان در يتيم و ديگرى كوچكتر و كمارزشتر از آن بود . مسلم اين دو مرواريد را به نزد رشيد خليفه برد خليفه در يتيم را به هفتاد هزار درهم و آن ديگرى را به سى هزار درهم خريد . مسلم با صد هزار درهم به عمان بازگشت و با آن تنخواه خانهء بزرگى بنا كرد . مزرعه و گاو و گوسفندى خريد ، خانهاى را كه مسلم در عمان بنا نهاد معروف است . اين بود داستان در يتيم . [ داستان شمارهء ] : 89 يونس تاجر پسر مهران اهل سيراف كه به جزيرهء زابج مسافرت كرده بود مىگفت : در شهرى كه مهراجا پادشاه زابج در آن اقامت داشت بازارهاى بزرگ و زيادى ديدم كه تعداد آنها به شمار نمىآمد در بازار صرافان آن شهر آنچه شماره كردم هشتصد دكان صرافى وجود داشت غير از صرافىهائى كه در ساير بازارها متفرق بود و همچنين از آبادانى جزيرهء زابج و شهرستانها و دهستانهاى زياد آنكه به وصف در نمىآمد حكايتها مىنمود . [ داستان شمارهء ] : 90 يكى از دوستان ما اين داستان شيرين را براى من حكايت كرد و گفت : در كشتىاى كه از ابله به بيان مىرفت سوار شدم بادهاى شديد